تعميرونگهداري

کار سنسور اکسیژن دوم چیست؟

کار سنسور اکسیژن دوم چیست؟، سنسور اکسیژن دوم یا همان سنسور downstream، یکی از دو سنسور اکسیژن اصلی در خودروهای بنزینی مدرن است که دقیقاً پس از مبدل کاتالیزوری (کاتالیست) در مسیر اگزوز نصب می‌شود. در حالی که سنسور اول (upstream) وظیفه تنظیم لحظه‌ای نسبت هوا به سوخت را بر عهده دارد، سنسور دوم عمدتاً نقش نظارتی و تشخیصی ایفا می‌کند و عملکرد کاتالیست را زیر نظر دارد.

کاتالیست به عنوان قلب سیستم کاهش آلایندگی، گازهای مضر خروجی موتور مانند مونوکسید کربن (CO)، هیدروکربن‌های نسوخته (HC) و اکسیدهای نیتروژن (NOx) را به ترکیبات بی‌ضرر تبدیل می‌کند؛ سنسور دوم با اندازه‌گیری میزان اکسیژن باقی‌مانده در گازهای خروجی پس از عبور از کاتالیست، به ECU گزارش می‌دهد که آیا این تبدیل شیمیایی به درستی انجام شده یا خیر.

این مقاله به بررسی دقیق عملکرد فنی سنسور اکسیژن دوم، تفاوت آن با سنسور اول، علائم خرابی، کدهای خطای مرتبط، تأثیر بر معاینه فنی و کاتالیست، و راهکارهای تشخیص و تعمیر می‌پردازد. هدف این است که رانندگان و علاقه‌مندان به خودرو درک کنند چرا سنسور دوم فراتر از یک قطعه تشخیصی ساده است و چگونه خرابی آن می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات بزرگ‌تر در سیستم اگزوز باشد. شناخت این سنسور به پیشگیری از هزینه‌های غیرضروری تعویض کاتالیست و حفظ عملکرد بهینه خودرو در طولانی‌مدت کمک می‌کند.

کار سنسور اکسیژن دوم چیست؟

سنسور اکسیژن دوم، که به آن سنسور اکسیژن پایین، downstream O2 sensor یا سنسور پس از کاتالیست نیز گفته می‌شود، در مسیر اگزوز خودرو و بعد از مبدل کاتالیزوری (کاتالیست) نصب شده است. این سنسور برخلاف سنسور اول (upstream یا پیش از کاتالیست) که مستقیماً نسبت هوا به سوخت را تنظیم می‌کند، نقش نظارتی و تشخیصی دارد و کار اصلی آن بررسی عملکرد و کارایی کاتالیست است.

کاتالیست وظیفه دارد گازهای مضر خروجی موتور (مانند CO، HC و NOx) را به گازهای بی‌ضرر (CO₂، H₂O و N₂) تبدیل کند. سنسور دوم گازهای خروجی پس از عبور از کاتالیست را اندازه‌گیری می‌کند و میزان اکسیژن باقی‌مانده در آن‌ها را به ECU گزارش می‌دهد. ECU سیگنال سنسور دوم را با سیگنال سنسور اول مقایسه می‌کند:

  • در حالت سالم کاتالیست، گازهای خروجی پس از تصفیه تقریباً یکنواخت هستند و نوسان اکسیژن بسیار کم است (سیگنال سنسور دوم تقریباً ثابت و نزدیک به ۰.۴۵ ولت می‌ماند).
  • اگر کاتالیست آسیب دیده، مسدود شده یا کارایی خود را از دست داده باشد، گازهای خروجی هنوز نوسان زیادی دارند (شبیه به سیگنال سنسور اول) و ECU متوجه می‌شود که کاتالیست نمی‌تواند آلاینده‌ها را به درستی کاهش دهد.

بنابراین، وظیفه اصلی سنسور دوم تشخیص ناکارآمدی کاتالیست (catalyst efficiency monitoring) است. وقتی ECU تفاوت زیادی بین نوسان سیگنال upstream و downstream ببیند، کد خطای P0420 (بانک ۱) یا P0430 (بانک ۲) را ثبت می‌کند که نشان‌دهنده کاتالیست ناکارآمد است و چراغ چک موتور روشن می‌شود.

در خودروهای یورو ۴ و بالاتر (مانند پژو ۲۰۶ تیپ ۵ و ۶، دنا، سمند EF7 و بسیاری از مدل‌های ایرانی)، سنسور دوم برای رعایت استانداردهای سختگیرانه آلایندگی ضروری است. علاوه بر نظارت بر کاتالیست، در برخی سیستم‌ها سنسور دوم به ECU کمک می‌کند تا تنظیمات ثانویه سوخت‌رسانی (fine-tuning) را انجام دهد و مصرف سوخت را کمی بهینه‌تر نگه دارد، اما تأثیر آن بر عملکرد موتور بسیار کمتر از سنسور اول است.

تفاوت کلیدی با سنسور اول:

  • سنسور اول (upstream): تنظیم مستقیم نسبت هوا به سوخت، تأثیر شدید بر مصرف سوخت، قدرت، شتاب و آسیب احتمالی به موتور و کاتالیست.
  • سنسور دوم (downstream): نظارت بر کاتالیست، تأثیر اصلی روی آلایندگی و پاس کردن معاینه فنی، بدون تأثیر مستقیم قابل توجه روی رانندگی روزانه (مگر در موارد شدید).

اگر سنسور دوم خراب شود چه می‌شود؟

  • چراغ چک روشن می‌شود (معمولاً کد P0420/P0430 یا کدهای heater مانند P0141).
  • خودرو در معاینه فنی به دلیل آلایندگی بالا رد می‌شود.
  • ECU ممکن است مخلوط سوخت را کمی غنی‌تر نگه دارد (برای ایمنی)، که مصرف سوخت را اندکی افزایش می‌دهد.
  • اما معمولاً شتاب، قدرت یا لرزش موتور تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد (برخلاف خرابی سنسور اول).

سنسور اکسیژن دوم بیشتر یک ناظر آلایندگی است تا تنظیم‌کننده عملکرد موتور. اهمیت آن در حفظ استانداردهای زیست‌محیطی، پاس کردن معاینه فنی و جلوگیری از جریمه‌های احتمالی است، اما خرابی آن هزینه‌های رانندگی روزانه را مانند سنسور اول بالا نمی‌برد. در بسیاری از موارد، رانندگان برای رفع خطای دائمی (پس از آسیب کاتالیست) آن را با ریمپ ECU حذف می‌کنند، اما این کار آلایندگی را افزایش داده و خودرو را از استانداردهای قانونی خارج می‌کند. اگر چراغ چک به خاطر سنسور دوم روشن است، ابتدا کاتالیست را چک کنید زیرا اغلب مشکل ریشه‌ای از آسیب کاتالیست ناشی از مشکلات سنسور اول یا سوخت نامرغوب است.

نقش سنسور اکسیژن در رعایت استانداردهای آلایندگی و تأثیر آن بر محیط زیست

سنسور اکسیژن یکی از مهم‌ترین اجزای سیستم کنترل آلایندگی در خودروهای بنزینی مدرن است و بدون عملکرد صحیح آن، دستیابی به استانداردهای زیست‌محیطی تقریباً غیرممکن می‌شود. استانداردهای آلایندگی مانند یورو ۴، یورو ۵ و یورو ۶ که در بسیاری از کشورها از جمله ایران برای خودروهای جدید الزامی شده‌اند، محدودیت‌های بسیار دقیقی برای انتشار گازهای مضر مانند مونوکسید کربن (CO)، هیدروکربن‌های نسوخته (HC)، اکسیدهای نیتروژن (NOx) و ذرات معلق تعیین کرده‌اند.

سنسور اکسیژن upstream با تنظیم مداوم نسبت هوا به سوخت در نزدیکی نقطه استوکیومتریک (۱۴.۷ به ۱)، احتراق را به گونه‌ای هدایت می‌کند که بیشترین تبدیل شیمیایی آلاینده‌ها در کاتالیست رخ دهد. در این نسبت، اکسیژن کافی برای اکسیداسیون CO و HC وجود دارد و دمای احتراق به حدی نیست که NOx بیش از حد تولید شود.

وقتی سنسور اکسیژن upstream درست کار نکند و سیگنال ثابت یا تأخیری ارسال کند، ECU نمی‌تواند مخلوط را دقیق نگه دارد. در حالت مخلوط غنی دائمی (که شایع‌ترین حالت خرابی سنسور است)، سوخت اضافی وارد سیلندرها می‌شود و احتراق ناقص رخ می‌دهد.

نتیجه این است که میزان CO و HC در گازهای خروجی چندین برابر حد مجاز افزایش می‌یابد. آزمایش‌های استاندارد نشان می‌دهد که یک خودرو با سنسور اکسیژن معیوب می‌تواند تا ۱۰ برابر CO و ۵ تا ۸ برابر HC بیشتر از حد مجاز منتشر کند. این افزایش مستقیماً به آلودگی هوا، تشکیل مه‌دود (smog) و مشکلات تنفسی در شهرهای بزرگ منجر می‌شود. علاوه بر این، NOx در مخلوط رقیق (که گاهی در خرابی سنسور به سمت سیگنال پایین رخ می‌دهد) افزایش می‌یابد و به تشکیل باران اسیدی و آسیب به لایه اوزون کمک می‌کند.

سنسور downstream نیز نقش مکمل اما ضروری دارد. این سنسور کارایی کاتالیست را نظارت می‌کند و ECU را از کاهش کارایی آن مطلع می‌سازد. کاتالیست سالم می‌تواند بیش از ۹۰ درصد CO و HC را تبدیل کند و NOx را تا حد زیادی کاهش دهد؛ اما وقتی سنسور upstream خراب باشد و سوخت نسوخته وارد کاتالیست شود، دمای آن بیش از حد بالا رفته و ساختار سرامیکی آن آسیب می‌بیند.

در این حالت، حتی اگر سنسور downstream سالم باشد، ECU کد ناکارآمدی کاتالیست را ثبت می‌کند و خودرو از استانداردهای آلایندگی خارج می‌شود. در تست‌های معاینه فنی، خودروهای با سنسور اکسیژن معیوب تقریباً همیشه در بخش اندازه‌گیری گازهای خروجی رد می‌شوند، زیرا مقادیر CO و HC از حد مجاز (که در ایران برای یورو ۴ حدود ۱ درصد برای CO و ۲۰۰ ppm برای HC است) بسیار فراتر می‌رود.

از منظر زیست‌محیطی، خودروهای با سنسور اکسیژن خراب منبع قابل توجهی از آلاینده‌های شهری هستند. در کلان‌شهرها که تعداد خودروها بالاست، حتی درصد کمی از خودروهای معیوب می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت هوا داشته باشد. انتشار CO اضافی مستقیماً به مسمومیت خون در افراد مبتلا به مشکلات قلبی-عروقی کمک می‌کند و HCهای نسوخته پیش‌ساز تشکیل ازن سطح زمین (ozone tropospheric) هستند که یکی از عوامل اصلی آسم و بیماری‌های تنفسی است. NOx نیز در ترکیب با سایر آلاینده‌ها به تشکیل ذرات معلق PM2.5 منجر می‌شود که عمیقاً به ریه‌ها نفوذ کرده و خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد.

در خودروهای مجهز به سیستم OBD-II، سنسور اکسیژن بخشی از سیستم تشخیص خودکار خرابی (OBD) است و خرابی آن باعث روشن شدن چراغ چک موتور می‌شود. این چراغ به راننده هشدار می‌دهد که خودرو دیگر در محدوده استانداردهای آلایندگی نیست و باید تعمیر شود. نادیده گرفتن این هشدار نه تنها به محیط زیست آسیب می‌رساند، بلکه در بسیاری از کشورها جریمه‌های سنگین زیست‌محیطی به همراه دارد. در ایران نیز، معاینه فنی دوره‌ای الزامی است و خودروهای ردشده در تست آلایندگی اجازه تردد در طرح ترافیک یا مناطق کم‌آلاینده را ندارند.

در نهایت، سنسور اکسیژن فراتر از یک قطعه فنی ساده، ابزاری برای حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست است. عملکرد صحیح آن تضمین می‌کند که خودرو نه تنها مصرف سوخت بهینه داشته باشد، بلکه آلایندگی خود را در حداقل ممکن نگه دارد. خرابی این سنسور زنجیره‌ای از اثرات منفی زیست‌محیطی ایجاد می‌کند که جبران آن بسیار دشوارتر از تعویض به‌موقع سنسور است. بنابراین، توجه به علائم خرابی سنسور اکسیژن نه تنها یک اقدام فنی، بلکه یک مسئولیت زیست‌محیطی محسوب می‌شود که به کاهش آلودگی هوا و حفظ کیفیت زندگی در شهرها کمک می‌کند.

مقایسه سنسور اکسیژن در خودروهای بنزینی و دیزلی و تفاوت‌های عملکردی آن‌ها

سنسور اکسیژن در خودروهای بنزینی و دیزلی کاربرد متفاوتی دارد و ساختار و عملکرد آن بر اساس نوع موتور و استراتژی کنترل احتراق تغییر می‌کند. در خودروهای بنزینی، سنسور اکسیژن عمدتاً برای حفظ نسبت هوا به سوخت نزدیک به استوکیومتریک (۱۴.۷:۱) استفاده می‌شود. این نسبت ایده‌آل برای عملکرد بهینه کاتالیست سه‌راهی (three-way catalyst) است که همزمان CO، HC و NOx را کاهش می‌دهد. سنسور upstream در بنزینی‌ها معمولاً باریک‌باند یا پهن‌باند است و سیگنال نوسانی یا خطی تولید می‌کند که ECU از آن برای تنظیم لحظه‌ای تزریق سوخت استفاده می‌کند. سنسور downstream نیز کارایی کاتالیست را نظارت می‌کند و سیگنال آن باید نوسان بسیار کمی داشته باشد.

در خودروهای دیزلی مدرن (به‌ویژه مجهز به استاندارد یورو ۵ و بالاتر)، سنسور اکسیژن نقش متفاوتی ایفا می‌کند زیرا موتور دیزل معمولاً با نسبت هوا به سوخت بسیار رقیق (lean) کار می‌کند (اغلب ۱۸:۱ تا ۱۰۰:۱ یا بیشتر). در این موتورها، احتراق همیشه با اکسیژن اضافی انجام می‌شود و کاتالیست سه‌راهی سنتی کارایی ندارد؛ به جای آن از سیستم‌های پیچیده‌تری مانند فیلتر ذرات دیزل (DPF)، کاتالیست اکسیداسیون دیزل (DOC) و کاتالیست کاهش انتخابی NOx (SCR) استفاده می‌شود. سنسور اکسیژن در دیزل اغلب به عنوان سنسور لامبدا (Lambda Sensor) شناخته می‌شود و برای نظارت بر نسبت هوا به سوخت در شرایط خاص به کار می‌رود.

در دیزل‌های مجهز به SCR (که از AdBlue یا اوره برای کاهش NOx استفاده می‌کنند)، سنسور اکسیژن upstream معمولاً برای اندازه‌گیری اکسیژن اضافی در گازهای خروجی استفاده می‌شود تا ECU بتواند مقدار دقیق AdBlue را تزریق کند. اگر نسبت هوا به سوخت بیش از حد رقیق یا غنی شود، کارایی SCR کاهش می‌یابد و NOx بیش از حد منتشر می‌شود. برخی دیزل‌ها سنسور اکسیژن downstream پس از SCR دارند تا کارایی سیستم کاهش NOx را بررسی کنند. در دیزل‌های قدیمی‌تر بدون SCR، سنسور اکسیژن کمتر رایج بود و اغلب از سنسورهای دیگری مانند سنسور دمای گازهای خروجی (EGT) یا سنسور فشار تفاضلی DPF برای کنترل آلایندگی استفاده می‌شد.

تفاوت ساختاری نیز قابل توجه است. سنسورهای اکسیژن در بنزینی‌ها معمولاً زیرکونیایی باریک‌باند یا پهن‌باند هستند و در دماهای بالا (۳۰۰–۸۰۰ درجه) کار می‌کنند. در دیزل‌ها، به دلیل دمای پایین‌تر گازهای خروجی در برخی شرایط و وجود ذرات دوده، سنسورها اغلب از نوع تیتانیومی (titania) یا زیرکونیایی با پوشش مقاوم‌تر در برابر دوده هستند. سنسورهای پهن‌باند در دیزل‌ها رایج‌ترند زیرا نیاز به اندازه‌گیری دقیق در بازه وسیع نسبت هوا به سوخت وجود دارد.

از نظر خرابی، سنسور اکسیژن در بنزینی‌ها بیشتر در معرض سوخت نسوخته و گرمای شدید ناشی از مخلوط غنی قرار دارد که منجر به آسیب سریع‌تر کاتالیست می‌شود. در دیزل‌ها، آلودگی دوده و روغن‌سوزی شایع‌تر است و سنسور ممکن است با لایه دوده پوشیده شود که دقت آن را کاهش می‌دهد. کدهای خطا در دیزل‌ها اغلب به P0130 تا P0141 محدود نمی‌شود و شامل کدهای مرتبط با سیستم SCR (مانند P20EE برای کارایی پایین کاهش NOx) نیز می‌گردد.

در خودروهای ایرانی، دیزل‌های یورو ۴ و ۵ (مانند برخی مدل‌های فوتون، کامیونت‌ها یا وانت‌ها) معمولاً سنسور اکسیژن upstream دارند، اما سنسور downstream کمتر دیده می‌شود مگر در مدل‌های مجهز به SCR. در بنزینی‌ها اما هر دو سنسور تقریباً همیشه وجود دارد. این تفاوت نشان می‌دهد که سنسور اکسیژن در بنزینی‌ها نقش مرکزی‌تری در کنترل احتراق و آلایندگی دارد، در حالی که در دیزل بیشتر بخشی از سیستم‌های پس‌پردازش گازهای خروجی است. درک این تفاوت‌ها برای تشخیص دقیق‌تر خرابی و انتخاب قطعه مناسب ضروری است و می‌تواند از تعمیرات اشتباه و هزینه‌های اضافی جلوگیری کند.

پرسش‌های متداول درباره سنسور اکسیژن دوم (downstream)

  • سنسور اکسیژن دوم دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

سنسور دوم کارایی کاتالیست را نظارت می‌کند و بررسی می‌کند که آیا گازهای خروجی پس از کاتالیست به درستی تصفیه شده‌اند یا خیر.

  • تفاوت اصلی سنسور اول و دوم چیست؟

سنسور اول (upstream) نسبت سوخت را تنظیم می‌کند؛ سنسور دوم (downstream) فقط کاتالیست را چک می‌کند و تأثیر کمی روی رانندگی روزانه دارد.

  • اگر سنسور دوم خراب شود چه علائمی دارد؟

معمولاً چراغ چک روشن می‌شود، کد P0420 یا P0430 ثبت می‌گردد و خودرو در معاینه فنی رد می‌شود.

  • آیا خرابی سنسور دوم مصرف سوخت را افزایش می‌دهد؟

تأثیر آن بسیار کم است؛ ECU ممکن است کمی مخلوط را غنی‌تر نگه دارد اما نه به اندازه خرابی سنسور اول.

ممنون که تا پایان مقاله “کار سنسور اکسیژن دوم چیست؟” با ما همراه بودید.

 

بیشتر بخوانید:

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا